|
با تو نفس کشیدن پایان انتظاره...
|
||
|
|
||
|
درباره وبلاگ
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
|
یکی مثل هیچکس... لیلام...یه دختر ۱۷ ساله که هنوز با کودکیش رابطه داره... یه ته تغاریه پر شر و شور و سرشار از هیجان...صبور و عصبانی... مهربون و دلنازک...تا حدودی مغرور و فوق العلده احساساتی... نه مظلومم نه سر به زیر...حاضر جواب و ولخرج و کنجکاو نسبت به همه چیزای دنیا...خیلی به دور و بریام کمک میکنم خیلی هم ازشون ضربهخوردم...سعی میکنم با زندگی و بازیاش کنار بیام اما گاهی بدجور بهم یه دستی میزنه...عاشقم(هنوزم)!...دلمو نشکسته...ساده ام...ساده زندگی میکنم...ساده عاشق شدم...ساده می پرستمش...ساده می خوامش و به همون سادگی هم براش می میرم...دوسش دارم...دوسم داره...همدیگرو می خوایم... پس صبر...صبر باید کنیم...صبر می کنیم...اره...شما هم برامون دعا کنید!!!
نوشته شده توسط لیلا در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 ساعت 15:54 موضوع: | لینک ثابت
ز تمام بودنی ها تو همین از ان من باش که به غیر با تو بودن دلم ارزو ندارد........
نوشته شده توسط لیلا در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 14:50 موضوع: | لینک ثابت
و تو دانی که پس از رفتن تو همچو شمعی که بمیرد در باد من در آغوش شب خلوت خود بی تو جان خواهم داد!!!
نوشته شده توسط لیلا در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 10:28 موضوع: | لینک ثابت
میدونی که دیگه بی تو حرومه نفس کشیدن تا همیشه زنده باشی ای همه زندگیه من...!!!
نوشته شده توسط لیلا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:57 موضوع: | لینک ثابت
من نمیخوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم دوس دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم
نوشته شده توسط لیلا در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:20 موضوع: | لینک ثابت
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چسان میگذری غافل از اندوه درونم؟ منم و خانه ی ویرانه ی دل بی تفاوت مگذر از در میخانه ی دل مشکن ساغر امید مرا بی تو هیچم به خدا ای همه هستی من این نفسها به خدا ارزان نیست بر نمی گردد هیچ شاید امروز چو بگذشت نباشم فردا بعد من در قفسم هیچ نماند به جز از مشت پرم بنشین، پیش دل من بنشین قدرم امروز بدان که به دام تو اسیرم و خدا داند و تو از همه هستی خود بی تو سیرم چه گریزی ز بر من؟ که ز کویت نگریزم گر بمیرم زغم عشق به تو هرگز نستیزم من و یک لحظه جدایی؟؟؟؟؟ نتوانم نتوانم بی تو من زنده نمانم...نمانم!!!
نوشته شده توسط لیلا در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:13 موضوع: | لینک ثابت
یه ستاره داره چشمک میزنه از آسمون داره دلمو میبره،میبره بی نام و نشون اون ستاره همون چشمای تو ،تو آَسمونه که دلم پرپر میزنه واسه دیدن اون...!
نوشته شده توسط لیلا در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 10:8 موضوع: | لینک ثابت
مجنون! اسیر سحر نگاه کسی مشو آخه هر کس که برای تو لیلا نمیشود
نوشته شده توسط لیلا در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 ساعت 13:29 موضوع: | لینک ثابت
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم امد بیدار باش...من با سبدی پر از بوسه می ایم وان را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم...... دوست دارم...!
نوشته شده توسط لیلا در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 ساعت 11:6 موضوع: | لینک ثابت
اگر باید ببازم من به چشمای تو می بازم که باختم من اگر باید بسازم کلبه عشقو تو دستای تو می سازم که ساختم من نیازی را بده پاسخ که دلگیرم اسیر وسوسه های نفس گیرم نگاهم کردی و بستی به زنجیرم نگیر از من نگاهت را که می میرم...
نوشته شده توسط لیلا در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 12:31 موضوع: | لینک ثابت |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
||