|
با تو نفس کشیدن پایان انتظاره...
|
||
|
|
||
|
درباره وبلاگ
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
|
من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد من که میدانم که تا سرگرم بزم و مستی ام مرگ ویرانگر چه بیرحم و شتابان میرسد پس چرا عاشق نباشم... پس چرا عاشق نباشم... من که میدانم به دنیا اعتباری نیست نیست بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست من که میدانم اجل ناخوانده و بیدادگر سرزده می آید و راه فراری نیست نیست پس چرا...پس چرا عاشق نباشم چرا...؟!!!
نوشته شده توسط لیلا در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 8:54 موضوع: | لینک ثابت |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
||